امروز را مرخصی گرفتم که خونه تکونی را جلو ببرم. تا ساعت ۱۲ خوب پیش رفتم ولی کاش قلم پام میشکست و نمیرفتم سمت ظروف قدیمی!!!! نمیدونم چطور شد ولی ۱۱- ۱۲ کاسه و یک بشقاب چینی پودر شد!!! خیلی شوکه شدیم.. من و میم خیلی ناراحت شدیم. عذاب وجدان داره نابودم میکنه..کاش مادربزرگ از این کاسه ها داشته باشه و بهمون میداد

 

عملا سر شدم و قورمه سبزی خوشمزه به دلم ننشست

 

قضا بلا بوده ولی یادگاری بود و کاش وسیله خودم جاش آسیب میدید!!!

خدایا شکرت. الهی ضرر به جون نیاد. خدایا ناخوشی و بلاها را از ما دور کن!!! خدا به همه سلامتی و شادی و دل خوشی عطا کن